درد عشق و انتظار
دارم زان شب يادگار
در آن شب سرد پاييز
آهنگ سفر ميكردي
از رهگذري محنت خيز
ديدم كه گذر ميكردي
تو رفتي و دلم غمين شد
قرين آه آتشين شد
از آن شبي كه برنگشتي
جهان كه شادي آفرين بود
به چشم من غم آفرين شد
از آن شبي كه برنگشتي
از آن شب سرد خزان شبها گذشته
داستان باده و مینا گذشته
روزگاری بر من تنها گذشته
تو رفتی و دلم غمین شد
غمین آه آتشین شد
از آن شبی که برنگشتی
منم چو چشمه سرابم
چو نقش آرزو بر آبم
هر چه قصه و فسانهام
بلرزدم ز دل نسيمي
به وقت زندگي حبابم
در زمان بينشانهام
آرزو آرزو
اي سراب بيكران
اي اميد بينشان
اي كه شعلههاي تو آتشم زند به جان،
عشق من بود گناه من
منم عاشق٬ منم رسوا
بار غم به دل نشستهاي
منم عاشق منم رسوا
مرغ بال و پر شكستهاي
چرا از ما
تو اي زيبا
رشته الفت گسستهاي
نميپرسي زحال ما
فارغ از اين حال خستهاي
جز به دل مشتاقش غمهايي نميسازد
آنكه ندارد سوزي ديوانه نميسازد
سوز دل بود گواه من
منم چو چشمه سرابم
چو نقش آرزو بر آبم
هر چه قصه و فسانهام
بلرزدم ز دل نسيمي
به وقت زندگي حبابم
در زمان بي نشانهام
هر چه قصه و فسانهام
تورج نگهبان
برچسب:
نویسنده: مهدی امینی